السيد جعفر السجادي

287

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

وضعى ديگر دارد يا صفات زايد بر ذات است كه در اين صورت تركيب در ذات لازم آيد . به هر حال متكلمان و فلاسفه صفات خداوند را بر چند دسته تقسيم كرده‌اند با توجه به متعلقات آن‌ها . 1 - صفات حقيقيه كماليه مانند جود ، قدرت و علم كه زايد بر ذات او نبوده و عين ذات‌اند 2 - صفات اضافيهء محضه مانند مبدئيت و مبدعيت و خالقيت كه زايد بر ذات و متأخر از ذات‌اند 3 - صفات سلبيهء محضه مانند قدوسيت و فرديت و ازليت كه بازگشت آن‌ها به سلب اتصاف است . و به تقسيم ديگر موصوف يا داراى ذات مستقر بالفعل است يا نه و بنابر شق اول يا صفتى كه ملحق به آن مىشود خارج از آن است و ملحق به آن است از باب الحاق عارض لازم و يا عارض مفارق و يا از خارج ملحق به آن نيست بلكه جزيى از قوام آن است و بنابر شق دوم كه موصوف را ذات مستقر بالفعل نباشد يا صفتى كه ملحق به آن مىشود براى تقرر ذات موصوف است و تقرر ذات موصوف به آن است چه آن كه جزيى از معنى ذات موصوف باشد يا نه و يا صفت از امورى است كه ذات موصوف بدان متقرر نشود و بلكه لحقوق آن مانند لحوق امرى باشد كه بعد از تقررش ملحق شود و لحوق به تبع باشد مثال اول وجود و عروض بياض بر جسم و ضحك بر انسان . مثال دوم وجود نفس براى حيوان ، مثال سوم وجود صور طبيعيه براى جسم مطلق و مثال چهارم وجود صورت براى هيولى و مثال پنجم تحيز براى هيولى . « 1 » و بالجمله صفات يا ايجابى ثبوتى هستند كه صفات كمال و جمالند و يا صفات سبلى قدوسىاند كه صفات جلال‌اند كه فرمود « تَبارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ » و صفات ثبوتى كه « تكرمت الذات بها » صفات سلبى كلا بازگشت به سلب امكان مىكنند و صفات ثبوتى بر دو قسم‌اند يكى صفات ثبوتيهء حقيقيه مانند علم و حيات و غيره و ديگر صفات ايجابيهء اضافيه مانند خالقيت و رازقيت و عليت . و تمام صفات حقيقيه بازگشت مىكنند به وجود متأكد و تمام صفات اضافى رجوع مىكنند به اضافهء واحده كه اضافهء قيوميت است و اين صفات كلا وجود آن‌ها عين وجود ذات حق است . ملا صدرا در شواهد الربوبيه در باب عينيت صفات با ذات گويد : اشراق سوم : در صفات خدا صفات واجب الوجود ( مانند وجوب وجود و علم و قدرت و حيات و اراده و امثال آن ) امورى زايد بر ذات واجب الوجود نيستند ، چنان‌كه اشاعره - معروف به صفاتيون - معتقدند ( و مىگويند صفات الهى معانى و مفاهيمى هستند زايد بر ذات و قائم به ذات همان‌طور كه صفت علم و قدرت و حيات و اراده و ساير اوصاف ديگر انسان امورى زايد بر ذات و قائم به ذات اويند ) و نيز نشايد گفت كه ( كليهء صفات اصولا و به طور كلى ) از ذات واجب الوجود منتفى و مسلوب‌اند چنان‌كه معتزله و معتقدين به تعطيل ذات و خلو آن از كليهء صفات گفته‌اند و ايشان كليهء صفات را از ذات واجب الوجود نفى كرده‌اند و معتقدند به اين كه فقط آثار آن صفات

--> ( 1 ) اسفار ، ج 1 ، سفر 3 ، صص 118 - 125 .